تبلیغات
وبلاگ تخصصى سریال LOST - رابینسون كروزوئه‌هایی كه رستگار نمی‌شوند نگاهی به شخصیت‌های محوری مجموعه «گُم‌شدگان»
وبلاگ تخصصى سریال LOST
همه چیز از لاست(بررسی معماها،گالرى عكس هاى سریال،اسپویلر و ...)











شخصیت‌پردازی سریال «گُم‌شدگان» یكی از پیچیده‌ترین وجوه آن است و این هم از ماهیت متناقضی سرچشمه می‌گیرد كه مدنظر نویسندگان آن بوده است، شخصیت‌هایی كه قرار بوده در جهان حقیقی و بیرونی گم‌شده باشند و اینك با گم‌شدن در جزیره به طور فیزیكی نیز حذف می‌شوند. این شخصیت‌ها همگی گذشته‌ای تیره و تار با خطاهای كوچك و بزرگ دارند و از سوی دیگر شخصیت كنونی آنها در جزیره در تقابل با آن شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و می‌توان گفت هرگاه بر ضعف‌ها و خطاهای خود غلبه می‌كنند، می‌میرند و از جزیره خارج می‌شوند (شانون برای نخستین بار توسط فرد دیگری جدی گرفته می‌شود، بون بر مشكل‌اش با خواهرش غلبه می‌كند، آنا لوسیا با ذات شرور و جنایت‌كار خود مواجه می‌شود (بعد از مرگ شانون) و آن‌را كنترل می‌كند و ...)


رابینسون كروزوئه‌هایی كه رستگار نمی‌شوند

نگاهی به شخصیت‌های محوری مجموعه «گُم‌شدگان»

 

شخصیت‌پردازی سریال «گُم‌شدگان» یكی از پیچیده‌ترین وجوه آن است و این هم از ماهیت متناقضی سرچشمه می‌گیرد كه مدنظر نویسندگان آن بوده است، شخصیت‌هایی كه قرار بوده در جهان حقیقی و بیرونی گم‌شده باشند و اینك با گم‌شدن در جزیره به طور فیزیكی نیز حذف می‌شوند. این شخصیت‌ها همگی گذشته‌ای تیره و تار با خطاهای كوچك و بزرگ دارند و از سوی دیگر شخصیت كنونی آنها در جزیره در تقابل با آن شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و می‌توان گفت هرگاه بر ضعف‌ها و خطاهای خود غلبه می‌كنند، می‌میرند و از جزیره خارج می‌شوند (شانون برای نخستین بار توسط فرد دیگری جدی گرفته می‌شود، بون بر مشكل‌اش با خواهرش غلبه می‌كند، آنا لوسیا با ذات شرور و جنایت‌كار خود مواجه می‌شود (بعد از مرگ شانون) و آن‌را كنترل می‌كند و ...)

 

این تقابل شخصیتی پیش و پس از سقوط منجر به خلق شخصیت‌های جالبی شده، مثل «كیت» كه قاتل است و بی‌شك شخصیت او، شكل جدیدی از شخصیت قاتل را نشان می‌دهد. این خطاكار بودن شخصیت‌ها باعث می‌شود در هر قسمت با یكی از آنها هم‌ذات‌پنداری كنیم و تاثیر آن بر ماژرف‌تر شود، به طوری كه در مجموع سریال به دنبال تصویر خود و شخصیتی كه بیشتر به ما شبیه است می‌گردیم و حتی تصویر برخی دوستانمان را هم در میان شخصیت‌های سریال گُم‌شدگان می‌بینیم.

 

«جك شپرد» و «جان لاك» دوشخصیتی هستند كه بعد از دوپاره شدن بازماندگان در فصل چهارم سرپرستی این دو گروه را بر عهده می‌گیرند، در این جا از این دو بیشتر می‌خوانید. «جك»، «سان»، «كیت»، «هرلی»، «ایرون» و «سعید» آن شش نفری هستند كه در فصل 4 از جزیره بیرون می‌آیند، اما به علت كمبود جا تنها از «كیت» و «سعید» خواهید خواند.

مرد ایمان
جان لاك: شخصیتی كه بر مبنای «مشكل با پدر» بنا نهاده شده و در طول سریال دوشخصیت از او ساخته می‌شود: پسری كه در برابر پدر ضعیف است، مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد، نامزد خود را از دست می‌دهد و در مجموع چهره‌ای ضعیف كه هیچ‌كسی او را جدی نمی‌گیرد. اما در جزیره درست عكس این مصداق دارد، جزیره قلمرو لاك است همان‌گونه كه جهان بیرونی قلمرو دیگران است و لاك در قلمرو خود رهبری ایمان مردم را بر عهده دارد، تنها كسی كه ذات جزیره را شناخته و «چشم در چشم آن شده است».

 

لاك در پیدا كردن هر سه دهلیز دارما نقش محوری دارد، باعث وارد كردن و در نهایت نكردن اعداد به كامپیوتر می‌شود، چهره‌اش برای میخائیل، یكی از «دیگران»، آشناست و حتی میخائیل از ماجرای فلج بودن‌اش خبردار است و در نهایت زمانی كه جنازه پدر بر دوش به دنیای «دیگران» قدم می‌گذارد، در ذهن ما وارد لیست ماندگارترین شخصیت‌های خیالی می‌شود. نام جان لاك یادآور فیلسوف معروفی است، فیلسوفی به همین نام كه در عصر روشنگری به همراه باركلی تاثیر بسیاری بر تفكر انگلیسی گذارد.

 

جان لاك فیلسوف تاملاتی دارد در باب ارتباط تمدن و طبیعت و مهم‌ترین دست‌آوردش در تببین اصول دولت دموكرات، تاكید بر حقوق فردی و اجتماعی و نقش دولت در دادن خدمات به عامه مردم است. گذشته از این‌ها لاك یك اشتراك مهم دیگر با لاك فیلسوف دارد، این هر دو با فردی با نام «آنتونی كوپر» ملاقات كرده‌اند، لاك فیلسوف به كوپر برای مداوای مشكل جگرش كمك كرده و لاكِ «گُم‌شدگان» به پدرش، آنتونی كوپر، برای درمان مشكل كلیه‌اش. لاك با نابود كردن تمام وسایل ارتباطی با بیرون از جزیره، تمام تلاش خود را برای ماندن در جزیره و نگاه داشتن سایرین می‌كند. این اتفاق افتاده، اما چگونه و وضعیت لاك و آنها كه مانده‌اند، بعد از خروج شش نفر از بازماندگان پرواز، چگونه است؟

غریبه‌ای در سرزمینی غریب
جك شپرد: شخصیت محبوب و منطقی كه حالت چهره‌اش در غم و شادی منحصربه فرد است و وارد فرهنگ زبان عامه شده است: «Don’t Make A Jackface». شخصیتی كه از همان ابتدا رهبری بازماندگان پرواز را بر عهده می‌گیرد، نخستین و بیشترین فلش‌بك و نخستین فلش‌فوروارد مربوط به اوست، كسی كه با صدای لرزان خود را یكی از بازماندگان اوشئانیك 815 می‌خواند، تقاضای كمك می‌كند و پای بیگانگان را به جزیره باز می‌كند، این‌ها جك را محوری‌ترین شخصیت سریال «گُم‌شدگان» كرده است.

 

جك شخصیتی است كه تحمل شكست را ندارد، در دیالوگی كه در كودكی با پدرش دارد، پدر به وضوح به او می‌گوید: «قهرمان بازی درنیار، در هر عمل قهرمانانه‌ای احتمال شكست وجود داره و تو كسی نیستی كه تحمل شكست را داشته باشی» تمام فلش‌بك‌های جك بعد از این دیالوگ در جهت اثبات خلاف این گفته به پدرش پیش می‌رود و در نهایت این جزیره است كه این امكان را به او می‌دهد، هر چند در مواردی نیز با شكست مواجه می‌شود، مثل مرگ بون. جك مدتی را در شهر پوكه در تایلند می‌گذراند و در آن‌جا تاتویی بر بازوی چپ‌اش خالكوبی می‌شود بدین مضمون كه «او در میان ما گام بر می‌دارد اما جزئی از ما نیست

 

كه در توضیح شخصیت جك بسیار كلیدی است، اما چرا خالكوبی به زبان چینی است و نه تائی؟ ابهاماتی كه حول شخصیت جك وجود دارد، بیش از همه به پدرش باز می‌گردد كه طی قسمت پایانی فصل 3 مجاب می‌شویم، زنده است. این كه جك چرا نمی‌خواهد «ایرون» خواهرزاده‌اش را ببیند، در انتهای فصل سوم به مراسم ترحیم چه كسی می‌رود و آن هشت نفری كه می‌گوید از جزیره بیرون آمده‌اند، چه كسانی هستند و چرا درباره‌ جزیره دروغ می‌گوید از مهم‌ترین ابهامات شخصیت جك است. طبق فیلم‌نامه‌ای كه نویسندگان مجموعه نوشته بودند قرار بوده شخصیت جك در همان قسمت اول توسط «هیولای» جزیره كشته شود و هدایت گروه را كیت بر عهده بگیرد، اما چهره جك و احساساتی كه در بیننده بیدار می‌كرده، نویسندگان را مجاب كرده تا جك را زنده نگه دارند.

زندگی در فرار
كیت آستین: جی.جی بالارد داستانی دارد درباره‌ عقیم بودن زنی به نام «كیت آستین» كه در نهایت توسط تیم پزشكی دیوانه‌ای كه تلاش دارند او را بچه‌دار كنند، كشته می‌شو د. تا پیش از فصل چهارم می‌شد گفت این كیت آستین همان كیت آستین است، اما بعد از فصل چهار، با خروج كیت از جزیره و دیدن «ایرون» (فرزند كلر) در آغوش او این فكر یكسره منتفی می‌شود. كیت قاتل پدرش است، تام، پسری كه از كودكی عاشق او بوده، به خاطر او و اشتباه‌اش كشته می‌شود و این‌گونه مردان زندگی كیت به دست خود او حذف می‌شوند. كیت قهرمان زن این داستان است و گریز زنانه از سایه مردان محبوب و میل به تنهایی در رفتار او به خوبی مشهود است.

آب و آتش
سعید جرّاح: شخصیتی باهوش كه هم بلد است شكنجه كند، هم دستگاه‌های الكترونیكی را به سرعت تعمیر می‌كند و هم در مواجه با زنان عواطف بیش از حدی از خود نشان می‌دهد. با آغاز فصل چهارم شخصیت سعید دست‌خوش تغییر بزرگی شد، كار كردن سعید برای بن و آدم كشتن‌هایش سئوالات جدیدی حول این شخصیت كه یكی از شش شخصیت نجات‌یافته است، به وجود آورده و شخصیت او را از نخوت و سكونی كه دچارش بود، نجات داده است.

 




درباره وبلاگ